نمیدونم چرا دیگه نمیتونم آهنگ بذارم واسه وبلاگم؛ مثل بعضیها که توی اینستای مسخره و کانالهای چرت و پرتِ تلگرامشون با آهنگهای بیفایدهی هایده دارند به قول خودشون صفا میکنند!نمیدونم؛شاید باید این قالب کهنه و قدیمی وبلاگ عزیزم را عوضش کنم!شاید هم بعدش همین آش باشد و همین کاسه!نمیدونم!راستی؛ گفتم کاسه...یاد آدمهای کاسهلیس افتادم و البته نون به نرخ روز خور!و باز چه دنیای قشنگی!بگذریم!...بروم!بروم صفایی کنم با صدای مطهرِ «مطهری دفاع مقدس»!لحن بهشتیِ «بهشتی جبههها»!لهجهی دلبر و دوستداشتنی و مشتی تهرانی!شهد شیرین صوت یک شهید!نوای یک نور!آری!بشنو از نی؛شهید «حسن باقری»
برچسب: نویسنده: دانیال احمدی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 1:30
برچسب: نویسنده: دانیال احمدی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 1:30
به زمین که آمد،میخواندند؛باز شب شد، آفتاب نیامد، طیبه درآمد......اونم مثل نوّهاش عاشق مادربزرگش بود و همسن نوّهاش بود که مادربزرگش رو از دست داد.مثل من عاشق مادرش بود و همسن من بود که مادرش رو از دست داد.و حالا اون همسن مادرش بود و من همسن اون وقتی که اون مادرش رو از دست داد....به آسمان که رفت،میخوانیم؛باز شب شد، مهتاب درآمد، طیبه نیامد...
برچسب: نویسنده: دانیال احمدی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 1:30
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی سوگند به صفبستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] که صفی [منظم و استوار] بستهاند. و به بازدارندگان که [انسان را از گناهان] به شدّت باز میدارند.. خلوتگاهی ساختهام از خیالم در خورشید؛ پذیرای دلهایی که دوست میدارند، میسوزند، میلرزند اما، هرگز تسلیم نمیشوند.... و دیگر اینکه؛ به جز «لئا»؛ (دختری که رو به سوی خدا دارد...) «دیوونهی داداشیِ» وبلاگِ «قطعه ۲۶»«طاها»ی «سایه در خورشید» «سایهی حاجقاسم» «سایه» و «سایهی هیچ» هر کدامشان هم با افتخار «دربارهی من» است...! . . .
برچسب: نویسنده: دانیال احمدی تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 15:18